ماهیت علم سیاست
شناخت اولیه:
تفکر سیاسی در عهد باستان ودر غرب ,از یونان آغاز شد اما علم سیاست ,به عنوان یک رشته آموزش عالی ,تا حدی نو است وطی صد سال گذشته رشد یافته است پیش از آن بررسی وتوجه پیگیرانه سیاست در انحصار شهریاران ,سیاستمداران ,فیلسوفان وحقوقدانان بود ومردم در امور عمومی نقشی نداشتند وبه سیاست ونظریه پردازی سیاسی هم چندان نمی پرداختند .
با پیدایش دموکراسی نو وناسیونالیسم ,انحصار علم سیاست به پایان رسید وسیاست همگانی شد .گسترش آموزش وپرورش به رشد فزاینده آگاهی سیاسی توده های مردم انجامید واز این راه مردم روز به روز بیشتر درجریانهای سیاسی شرکت کردند .دیگر هیچ سیاستمدار یا متفکری نمی توانست به مردم بی توجه باشد .افکار عمومی اهمیت زیادی یافت واجتماعات وتظاهرات گسترده مشخصه جریانهای سیاسی شد .تشکیلات حزبی رو به کمال گذاشت واحزاب کوشش کردندبا تبلیغات برای جذب هوادران بیشتر به قدرت دست یابند وتنها از این راه احزاب توانسته اند به قدرت سیاسی دستیابند وبرنامه های خود را عملی کنند.بنابراین امروز همه اقتدار سیاسی به مردم تعلق دارد وقدرت سیاسی هم باید در راستای منافع توده های مردم عمل کند . نظریه سیاسی اینک ودر واقع به سنجش وارزیابی نهاد های گوناگون سیاسی می پردازد تا در یابد آیا این نهادها قادرند منافع مردم را تامین کنند یا نه .
تعریف علم سیاست :
سیاست رهبری صلح آمیز یا غیر صلح آمیز روابط میان فرد ,گروهها واحزاب (نیروهای اجتماعی )وکارهای حکومتی در داخل یک کشور ,وروابط میان یک دولت با دولتهای دیگر در عرصه جهانی ا ست .
علم سیاست رشته ای از آگاهی اجتماعی است که وظیفه آن شناخت منظم اصول وقواعد حاکم بر روبط سیاسی میان نیروهای اجتماعی در داخل یک کشور ,وروابط میان دولتها در عرصه بین لمللی است .
این رشته از آگاهی ودانش اجتماعی ,کارکرد اصول وقواعد حاکم برروابط میان نیروهای اجتماعی ر اکشف میکند وچگونگی کارکرد آنها را آموزش می دهد
عرصه علم سیاست:
پس از تعریف علم سیاست باید عرصه آنرا معین کرد فرهنگستان علوم سیاسی واجتماعی آمریکا در ۲۸و۲۹ دسامبر ۱۹۶۵ برای بحث درباره علم سیاست کنفرانسی را در فیلادلفیا برگزار کر .در این کنفرانس مشخص شد که مرزهایدقیق علم سیاست را نمی توان به آسانی مشخص ومعین کرد .هیچ جنبه ای از زندگی اجتماعی نیست که با سیاست ارتباط نداشته باشد ودر قلمرو بررسی علم سیاست قرر نگیرد.
علم سیاست یک کانون توجه دارد که مطالعات خود را بر آن قرر می دهد .همچنین مواد وداده های خاص خود را دارد .
علم سیاست پویاست .علم سیاست سرشت َپایه ها َروندها َعرصه ونتایج اقتدار وقدرت در جامعه را بررسی میکند
علم سیاست توضیح حال :بررسی تجربی پدیده ها وروند های سیاسی موجود بخش مهمی از علم سیاست است .
علم سیاست فهم گذشته :بررسی قدرت واقتدار ونفوذ در گذشته به فهم وشناخت نها دها
اندیشه ها وروند امروزین بسیار کمک می کند .
علم سیاست پیشنهاد کننده سیاست :هدف نهایی همه برسی های علم سیاست این استکه به تصمیمات عملی در باره سیاستی که باید اتخاذ شود بیانجامد .
علم سیاست در مرحله جنینی :با وجود این که تفکر سیاسی بیش از۲۵۰۰ سال قدمت داد .علم سیاست هنوز در دوران کودکی است .
نقش علم سیاست در دموکراسی :
هدف اصلی علم سیاست ,دادن آگاهی سیاسی به مردم یک جامعه آزاد است .آگاهی سیاسی مردم واحساس مسئولیت آنها در قبال سرنوشت جمعی خود وکشورشان میتواند سبب بقای جامعه مطلوبشان باشد .اگر چنین آگاهی ومسئولیتی وجود نداشته باشد ,جامعه فرو می پاشد .آگاهی وفهم پیچیدگیهای حکومت وسیاست ,بهائی است که همه مردم باید برای اداره زندگی خود بپردازند .
علم سیاست میکوشداین گونه آگاهی ها را بوجود آورد .تنها رای دادن در انتخابات شرط کافی برای مشارکت سیاسی نیست ,بلکه دانستن پاسخ درست به پرسشهای سیاسی لازم است .مردم باید بدانندکه حکومت کشورشان چگونه عمل میکند ونیز باید بفهمند که در پشت سیاستهای خاص چه منافع ونیروهائی قرار دارند و نتایج عملکرد چنین سیاستهایی چیست ؟ چه کسانی به واقع از سوی آنها انتخاب شده اند ومردم آنها را برای رسیدن به چه هدفهایی برگزیده اند .نا آگاهی سیاسی ,بسیاری اوقات ,سبب تباهی کشور وزندگی انسانها شده است.